خوارج عرب یا افسانه بهمن ایرانی؟ چاپ فرستادن به ایمیل

پيدايش فرقه «خوارج» كه به ظاهر در جنگ  «صفّين»  شكل گرفت، زخم تازه اى برپيكر جامعه اسلامى بود. اين گروه متعصب و پرخاش‏گر كه نقاب تقوا و دين ‏دارى بر چهره داشت، با عقايد و باورهاى عجيب  ...

و دور از منطق خود، همواره براى حكومت نو پاى امام على عليه‏ السلام دردسر ساز بودند و با فتنه‏انگيزى‏هاى پى‏ در پى، مشكلات زيادى برسر راه حاكميتِ اسلام پديد آوردند؛  از اين رو امام عليه‏السلام كه آن ‏ها را مردمى كم عقل وآلت دست شيطان مى‏دانست، در مراحل مختلف، برخوردهاى متفاوتى با آنان داشت و ضمن بيان نظر صريح اسلام در باره حكميت و برخى مسايل ديگر، توانست گروهى بى غرض از اين بى خردان را از سراشيبى سقوط نجات دهد، ولى دسته‏اى ديگر كه هم‏ چنان بر لجاجت و عصيان خود اصرار مى ورزيدند، درنبردى سخت با سپاهيان اسلام، به هلاكت رسيدند و باقى ماندگان اين گروه با هم فكرى هم دستان خويش، توطئه قتل امير مؤمنان را پى ريزى كردند و متأسفانه دراين توطئه شوم موفق شدند.

به دليل اهميت موضوع و ماندگارى اين افكار پليد درتاريخ اسلام و نيزدورنگه داشتن جامعه اسلامى از اين تفكرانحرافى، دراين نوشته تلاش شده است تا ضمن شناسايى فرقه خوارج، خطر فتنه‏ گرى ‏ها و نقش آنان در شهادت امام على مورد بررسى وتجزيه و تحليل قرار گيرد.

خوارج در لغت
بررسى دقيق واژگان  «خوارج»  در فرهنگ‏ هاى لغت، نمايان‏ گر اين نكته مشترك است كه كلمه‏ خوارج از فعل لازم خَرَجَ،  يَخْرُجُ،  خُرُوجا  مشتق شده و به معناى «بيرون رفتن» است. اين كلمه اگر با  حرف«عَلى» متعدى شود، دو معناى نزديك به هم دارد:
1ـ در مقام پيكار و جنگ برآمدن؛ خَرَجَ عَلَيْهِ، آماده جنگ شد؛
2ـ تمرد و شورش؛ خَرَجَتِ الرَّعِيَّةُ عَلَى المَلِك؛ ملت عليه شاه طغيان كرد.

معادل فارسى خوارج، واژه «شورشيان» است كه از خروج  به معناى دوم گرفته شده و مفهوم سركشى در آن نهفته است؛ بنابراين، شورشيان و مخالفان حاكم وقت را «خوارج» مى نامند.

خوارج در اصطلاح
در اصطلاح، خوارج به گروهى از مخالفان كتاب و سنّت اطلاق مى‏شود كه در نبرد صفين عليه امام على شورش كردند و با عقايدى افراطی و مخصوص به خود، در «حروراء» ساكن شدند و به علت خروجشان و شورششان بر امام،  اسمِ «خوارج» بر آن ‏ها نهاده شد.گروه پرخاش‏ گرى كه در جنگ صفين، نخست پذيرش حَكَميت را بر على عليه ‏السلام ، خليفه شرعى و قانونى مسلمانان، تحميل كردند و سپس با وى به مخالفت برخاستند.

برخى از عقايد خوارج
خوارج، حضرت على را به دليل پذيرش حكميت، كافر قلمداد نموده و هر فردى را كه راضى به اين كار بود، از دين بيرون دانستند. آنان خلافت ابوبكر، عمر، نيمه اول خلافت عثمان و تا اواسط حكومت على (قبل از پذيرش حكميت) را باور داشتند و معاويه، عمروعاص و ابوموسى اشعرى را نيز تكفير مى‏كردند. پس از حضرت على با خلفاى اموى و عباسى نيز مخالفتى شديد داشتند؛ به ‏خصوص از بنى ‏اميه با دشنام ‏هاى زشتى ياد كرده، همواره با آنان درگير بودند.

اين گروه به ‏دليل جمود، تحجّر فكرى، جهل علمى و جهالت عملى، ناخواسته و ندانسته، از شدت افراطی بودن، حكومت را به سوى معاويه بی دین و لاقید سوق دادند و هنگام باز گشت امام على از صفيّن، از لشكر آن حضرت جدا شده، با جمعيتى دوازده  هزار نفرى در حروراء  اردو  زدند و به راهزنى و فتنه ‏انگيزى روى آوردند.

على عليه‏ السلام پيوسته با فرستادن سفيرانى آن ‏ها را دعوت به بازگشت مى‏نمود، ولى متأسفانه مؤثر نمى‏افتاد؛ از اين ‏رو چاره‏اى جز درگيرى با آنان نديد. به هر روى، فتنه خوارج با اتمام جنگ «نهروان» به ظاهر پايان پذيرفت.
برای روشن تر شدن ذهن خواننده و تطبیق مسائل آن روز  با موقعیت امروز، باید گفت که خوارج مانند وهابی ها و القاعده امروزی بودند که از شدت افراط گری، معادله سیاسی منطقه را به نفع دشمنان اسلام تغییر دادند. چهره ای زشت از دین نشان داده و هر عاقلی را از عقاید خود منزجر کردند. دست به ترور و عملیات انتحاری زدند و به شیعه کشی پرداختند. در این نوشته خواهید دید که خوارج زمان علی (ع) دقیقا همین کارها را انجام می دادند.

خطر تفكرخارجى‏گرى
خطر فتنه‏ گرى آن ‏ها در ضربه ‏زدن به اسلام و مسلمانان به اندازه ‏اى بود كه امام  پس از رويارويى ‏با  آن‏ ها و پايان جنگ نهروان، هنگامى كه به كوفه بازگشت تا براى نبرد با معاويه آماده شود، در ضمن خطبه ‏اى، پیرامون قاطعيت برخورد با خوارج فرمود:
اى مردم!  من چشم فتنه را در آوردم و كسى جز من جرأت چنين كارى را نداشت؛ (کسی جرئت نمی کرد ده هزار نماز شب خوان ظاهرا مومن را که بسیاریشان حافظ تمام قرآن و قاری قرآن بودند را در یک روز از دم تیغ بگذراند و فقط نه نفر از ایشان بتوانند زنده بگریزند. برخی از خوارج چنان زیبا تلاوت قرآن می کردند که برخی از یاران لشکر امام، شبانه به صورت پنهان، به چادرهای محل استقرار خوارج نزدیک می شدند تا از صوت زیبای قرائت قرآن ایشان لذت ببرند!!!! و به راستی چه کسی جز علی جرئت و توان تارومار ده هزار نفر از این نوع موجودات افراطی را داشت؟)

پس از پايان نبرد نهروان و نابودى خوارج، يكى از اصحاب به گمان اين‏ كه با كشته شدن خوارج،  اين جريان و طرز تفكّر براى هميشه پايان پذيرفته است، خطاب به امام عليه ‏السلام عرض كرد: «يا اميرالمؤمنين! همه خوارج هلاك شدند»، ولى حضرت در جواب فرمود: «خير، به خدا سوگند! چنين نيست؛ آن‏ ها نطفه‏ هايى در پشت مردان و رحم زنان خواهند بود و هر زمان كه شاخى از آن ‏ها سر بر آورد، قطع خواهد شد تا اين ‏كه سرانجامشان به دزدى و راهزنى پيوند خواهد خورد».

ريشه اصلى انحراف خوارج، جهالت، عناد و تندروى بود و اين در تمام دوره‏ هاى تاريخ تداوم دارد؛ بنابر اين با كشته شدن چند تن از آنان نبايد گمان كرد كه كار پايان يافته است، بلكه بايد دانست جهالت اين گونه افراد هميشه آلتِ  دست دشمنان قرار مى‏گيرد و از آن‏ ها عليه مصالح اسلام بهره ‏بردارى مى‏ شود و اين همان حقيقتى است كه درپيش گويى حضرت از آينده شوم آن‏ ها كاملاً مشهود است.

اميرالمؤمنين عليه ‏السلام در خطبه اى ديگر، ضمن خبر از تحولات سياسى مصيبت ‏بار، آينده خوارج را چنين وصف كرده است:  «آگاه باشيد! به زودى پس از من خوارى و ذلت سراسر وجودتان را فراخواهد گرفت و گرفتار شمشير بُرّنده خواهيد شد و استبدادى بر شما حكومت خواهدكرد كه براى ستم‏ گران سنت و روش خواهد شد».

خوارج و شهادت امام على عليه‏ السلام
شواهد تاریخی نشان می دهد که خوارج تندرو و افراطی از زمان پیامبر بوجود آمدند اما در جريان نبرد صفين قدرت بروز پيدا كرده و جريان حَكَميت را بر امام على تحميل كردند. خوارج بعد از ماجراى ننگين داورى حكميت و خيانت عمروعاص و ابوموسى اشعرى، همواره در پى فرصتى بودند تا به حضرت ضربه وارد كنند و به همين علت جنگ نهروان را بر حضرت تحميل كردند. طبق پيش‏گويى امام عليه‏السلام ، در اين نبرد كم‏ تر از ده نفر از خوارج جان سالم به دربردند.

باقى ماندگان از اين گروه درپى نقشه اى براى قتل امام على بودند و به گفته بسيارى از تاريخ ‏نگاران، گروهى از خوارج بعد از شكست‏ هاى مفتضحانه، توطئه ‏اى بزرگ را پايه ريزى كردند كه به قتل حضرت على انجاميد؛ آنان در موسم حجّ سال 39  در مكّه گرد آمدند و درباره زمام‏ داران به بحث پرداختند و از اعمال و رفتارشان انتقاد كردند و براى كشتن آن ‏ها نقشه كشيدند. آن ‏ها با يادآورى كشته‏ هاى خود در نهروان براى آنان اشك ماتم ريختند و هم ‏عهد شدند كه دنيا ديگر برايشان خيرى ندارد و بايد در راه خدا جانشان را فدا نمايند! (عملیات انتحاری)

سرانجام، خوارج به اين نتيجه رسيدند كه همه فتنه‏ ها از على ‏بن ‏ابى ‏طالب، معاوية بن ابى سفيان و عمرعاص برمى‏خيزد و بايد امت اسلام را از دست اين پيشوايان گمراهى نجات داد تا جامعه اسلامى طعم خوشى و راحتى را بچشد؛ از اين‏رو سه نفر عرب از بین خوارج متعصب، برای اعتلای اسلام، فی سبیل الله و قربت الی الله، برای رضای خدا و تسریع در سفر به بهشت، داوطلب اجراى اين نقشه ترور شدند:

 


الف) عبدالرحمن بن ملجم مرادى، قتل على عليه‏السلام را به عهده گرفت؛
ب) بَرَك (BARAK) بن عبيداللّه تميمى، مأمور كشتن معاويه گرديد؛
ج)عمرو بن بكر تميمى نيز عهده‏دار قتل عمروعاص شد.

اين سه ضمن هم قسم شدن با يكديگر، پيمان بستند كه در شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرى اين نقشه را عملى كنند، سپس هر يك راهى مقصد خود شدند.

بَرَك بن عبيداللّه در شام توانست شمشيرى بر وسط ران معاويه فرود آورد و او را مجروح كند؛ و به‏گفته برخى تاريخ نگاران، معاويه با اين ضربت تا ابد مقطوع النسل گرديد، ولى عمرو بن بكر در مصر موفق به ترور عمروعاص نشد؛ زيرا عمرو به جهت درد شكم، در آن روز براى نماز حاضر نشد و به جاى خود خارجة بن حذافه رئيس داروغه را براى اقامه نماز فرستاد كه وى، اشتباها با شمشير عمرو بن بكر از پا درآمد.

ابن ملجم نيز به كوفه آمد و با دوستان خوارج خود ملاقات كرد، ولى آنان را از قصد خود آگاه نساخت، تا اين‏ كه روزى با گروهى از قبيله «تيم ‏الرباب»  ملاقات نمود كه براى كشته شدگان خود در نهروان عزادار بودند. در همين میان، وى با دخترى بنام «قطام» آشنا شد كه سرآمد جمال و زيبايى بود و پدر و برادرانش در نهروان كشته شده بودند. ابن ملجم مرادی، عاشق اين دختر شد و به وى پيشنهاد ازدواج داد، ولى قطام يكى از شرط‏ هاى ازدواج  با او را قتل امام على عليه‏ السلام قرار داد.

به اين ترتيب ابن ملجم از كتمان نمودن قصد خود دست كشيد و با همدستى وردان  بن الماجد تميمى (پسرعموى قطام) و شبيب بن بجره و فردى كه از طرف عمروعاص وكيل بود و نوشته ‏اى صد هزار درهمى در دست داشت و تحريكات اشعث بن قيس، در سحرگاه نوزدهم رمضان سال چهلم هجرى در محراب مسجد كوفه مولاى متقيان را به شهادت رساند.

نكته قابل توجه اين كه به گفته برخى تاريخ نويسان، ابن ملجم با شعار «الحكمُ للّه ‏يا على ‏لا لَكَ»؛  حكم فقط از آن خداست نه از طرف تو اى على!»،  شمشيرش را مقابل امام عليه‏ السلام بلند كرد؛ يعنى هنوز بر عقيده خارجى ‏گرى خود باقى بوده است.

شناسايى قاتلان واقعى امام
در نگاهى سطحى، به نظر مى‏رسد سه نفر خوارج در اقدامى شخصى توطئه ترور حضرت على، معاويه و عمروعاص را پى ‏ريزى كردند و حضرت  هم به دست ابن ‏ملجم كشته شد، ولى ‏با ژرف‏ نگرى درمى‏ يابيم كه اين توطئه از سوى گروه خوارج عربستان (حجاز)  طراحى شده بود كه به دست اين سه نفر عملى گرديد؛ زيرا:

اولاً: بيش‏تر روايات تاريخى  بر اين واقعيت تأكيد دارند كه گروهى از خوارج در مكّه گرد هم آمده، (مقر اصلی خوارج مکه بود) و اين توطئه را پايه ‏ريزى كردند و اين سه نفر داوطلب اجراى نقشه شدند. تاريخ  نويسان، ضمن ثبت اجتماع اين گروه در مكّه، تصريح كرده‏ اند كه اينان از خوارج بوده‏اند.

ثانيا: به نقل بيش‏تر تاريخ نگاران، ابن ملجم جزء همان نُه نفر خوارج است كه از جنگ نهروان جان سالم به در بردند.

ثالثا: هم‏ چنان كه گذشت، خوارج كوفه وقتى از قصد ابن ملجم آگاهى يافتند، او را در اين كار شوم يارى كردند.

رابعا: تكرار شعار معروف خوارج از زبان ابن ملجم در لحظه فرود آوردن  شمشير بر فرق امام على، دليل ديگرى بر خوارجی بودن قاتل امام است. (در حالی که اگر ایرانی بود و برای آرمان های پارسی دست به چنین تروری زده بود، حتما در آن لحظه، شعار مناسب با ایرانیت می داد و آیه قرآن نمی خواند! و در زمان دستگیری و گفتگو با فرزندان علی، هدف اصلی خود رابیان می کرد و استناد به آیات قرآن نمی کرد!)

معاويه که آرزوى قتل على عليه ‏السلام را در دل داشت، طبق شواهد تاريخى، از توطئه شوم سحرگاه نوزدهم رمضان بى خبر بود و زمانى كه «برك‏ بن‏ عبيدالله» را بعد از ترور نافرجام معاويه نزد وى آوردند، او جهت رهايى از بند معاويه، راز پليد خود و هم ‏دستانش را در قتل حضرت على عليه ‏السلام و عمروعاص، فاش كرد و با اين خبر، معاويه بسيار شادمان گرديد و بعد از آن هميشه سعى داشت تا مقام معنوى ابن ملجم را بالا ببرد؛ به طورى كه با اهداى چهار هزار درهم به سمرة بن جندب، از وى خواست تا آيه 207 سوره بقره را در شأن ابن‏ملجم تفسير كند؛ در حالى كه به شهادت مفسران شيعه و سنى، اين آيه در شأن و منزلت حضرت على عليه ‏السلام نازل شده است.

بررسى مجموع شواهد تاريخى نشان مى‏دهد كه توطئه قتل اميرالمؤمنين عليه ‏السلام كارى فردى و ایرانی نبود، بلكه عملى از پيش طرّاحى شده بود كه بزرگان خوارج از عرب در ترسيم آن نقش بسزايى داشتند :

1. ابن ابى ‏الحديد اشعارى را از خوارج نقل مى‏ كند كه به روشنى شركت آن ‏ها را در قتل امام عليه‏ السلام تأييد مى‏كند:

دَسَسْنا لَهُ تَحْتَ الظِّلامِ ابن‏مُلجَمٍ جزاءً إذا ما جاءَ نَفْسا كِتابُها
أباحَسن خُذها عَلى الرأس ضَرْبَةً بِكَفّ كريمٍ، بَعد موتٍ ثوابُها

يعنى: ما خوارج در تاريكى شب به دست ابن ملجم با دسيسه‏ هايى سرنوشت على را هنگامى كه اَجل او فرارسيد رقم زديم. اى على!  از دست ابن ملجم كريم ضربه‏اى را برسرت پذيرا باش كه ثواب آن در گرو قتل تو است. (شیعه کشی برای ثواب)

2. طبرى نيز شعرى را از ابن ‏ابى ‏مياس از قبیله عربی مرادى نقل مى‏كند كه بر شركت خوارج عرب در اين توطئه دلالت دارد:
و نَحنُ ضَرَبنا يا لك‏الخيرُ حَيدَرا أباحَسن مأمومَةً فََتَفَطّرا
و نَحن خَلَعْنا مُلكَهُ مِن نظامِهِ بِضَربةِ سيفٍ إذْ عَلا و تَجبَّرا
و نَحنُ كرامٌ فى الصباح أعزَّةٌ إذا الموتُ بالموتِ ارتَدَى و تأزّرا

يعنى اى اباالحسن، حيدر! اين ما (خوارج) بوديم كه فرق سرت را دو نيم كرده و شكافتيم؛ ما بوديم كه رشته سلطنت على را هنگامى كه تكبر و عصيان ورزيد با ضربه شمشيرى از نظامش پاره كرديم. ما در هنگامه صبح، گرامى و عزيزيم؛ هنگامى كه مرگ  جز با مرگ پاسخ داده نمى‏شود (بنابر اين ما  انتقام خود را گرفتيم).

اين اشعار حماسى كه توسط شاعران خوارج ايراد شده است، شاهد روشنى بر مدعاى ما است كه خوارج عرب از طراحان اصلى قتل امام عليه‏السلام بودند و پاداش خود را در گرو قتل آن حضرت مى‏دانسته و همواره بر آن فخر مى‏كردند.

3. يكى از مواردى كه شركت خوارج عرب را در شهادت امام تأييد مى‏نمايد، ماجراى دفن شبانه پيكر مطهر امام عليه ‏السلام و مخفى كردن قبر او است؛ فرزندان امام على از بيم آن كه مبادا جنازه حضرت به دست خوارج بيفتد و توهينى نسبت به آن روا دارند، بدن مطهر پدر را شبانه به خاك سپردند و قبر آن حضرت را نيز قرن ها مخفى نگاه داشتند.

4. در گفت‏ و گويى كه ام‏ كلثوم، دختر امام على با ابن ملجم داشت به او گفت: چرا اميرالمؤمنين را كشتى؟ ابن ملجم در جواب گفت: من اميرالمؤمنين را نكشتم، بلكه پدرت را كشتم!

از مجموع اين شواهد اين نتيجه حاصل مى‏شود كه:
اولاً،  ابن ملجم، بر اساس همان عقايد افراطی خوارج، امام عليه ‏السلام را به شهادت رساند.
ثانيا، بيش‏تر خوارج عرب در اين توطئه شوم شركت داشتند.
ثالثا، گفتار برخى از معاصران در اين زمينه، بدون تحقيق و تفحص بوده و ادعايى گزاف و بى اساس است.

ابن ‏كثير تاریخ نگار بزرگ عرب در مورد فتنه داخلی بین اعراب می نویسد:
«به دليل ترس از خوارج، هر شب ده نفرمسلح، از اصحاب امام على عليه ‏السلام در مسجد براى حفظ جان وى نگهبانى مى‏دادند. حضرت در ملاقات با آن‏ ها فرمود:  چرا در اين‏ جا  اجتماع  كرده‏ايد؟ جواب دادند:  براى حفظ جان شما. امام عليه‏ السلام فرمود: خداوند نگهبان خوبى براى من است و براى حفاظت هر فردى دو فرشته را مأمور كرده است؛  هنگامى كه قضا و قدر الهى (و مرگ وی) فرا رسد، آن دو  فرشته، شخص را رها مى‏كنند».(و  در این صورت حفاظت شما نیز بی اثر خواهد بود.)

همانطور که ملاحظه شد، همه شواهد و قراین ثابت می کند که قاتل امام علی، شخصی عرب، از قبیله مراد در حجاز ، و کاملا مسلمان و معتقد به اسلام بوده است؛ و از شدت دین داری به افراطی گری سقوط کرده و علی(ع) به جرم بی دینی! به شهادت رسانده تا اسلام واقعی را در جامعه،  بر طبق آیات قرآن پیاده کند! و افسانه بهمن جازویه قاتل علی در هیچ کتاب تاریخی وجود ندارد.
این افسانه از ترکیب دو واقعیت ساخته شده ولی ارتباط این دو به هم کاملا جعلی است:
1-    شخصی به نام بهمن جازویه وجود خارجی داشته است.
2-    یک نفر به نام عبدالرحمن پسر ملجم از قبیله مرادی حجاز، علی (ع) را ترور کرده است.

این دو امر واقعی است اما اینکه بهمن همان عبدالرحمن است، ادعایی است که هرگز در هیچ کتابی مطرح نشده و کاملا بافته ذهن یک مالیخولیایی سناریو نویس است که درصدد پرونده سازی و قهرمان سازی ایرانی است تا به هر شکل ممکن، اسلام را ساخته دست ایرانی معرفی کرده و وقایع مهم اسلامی به هر شکل ممکن به ایران مرتبط کند. به عنوان نمونه، پس از افسانه سلمان فارسی، ترور عمر و علی را مرتبط به ایران و ایرانیان معرفی کرده و همسر امام حسین و مساله کربلا را نیز در ارتباط با مسائل ایران آن زمان معرفی می کند.
باید از منحرفین شاه دوست پرسید که، آیا به راستی فریب مردم برای رسیدن به قدرت چند روزه دنیایی، ارزش اینهمه دروغ و افسانه بافی را دارد؟
برای مطالعه بیشتر "قبیله مراد" را در اینترنت جستجو کنید:
عکسهای زیر، اعضای قبیله مراد را در حال انجام مراسم سنتی عربی نشان می دهد.
(http://moorad.own0.com/montada-f5/topic-t377.htm)
(http://www.banyzaid.com/vb/t58996.html)
(http://www.alfouzan.net/vb/t13419.html)

 

 



ارسال به شبکه های اجتماعی
Del.icio.us! bookmarks.yahoo balatarin Google! myspace Facebook! TwitThis Friendfeed
نظر (10)add comment


مشیری
:

0

اینقدر زور نزنید تا اثبات کنید که بهمن جازویه ابن ملجم نبوده، داستان جنگ ایرانیان و بهمن جازویه مربوط به سالهای دهم تا بیسم هجری بوده و علی در سال چهلم هجری کشته شد، بهمن جازویه اگر هم در آن جنگ ها 40 ساله بوده و زنده مانده بود تا زمان کشته شدن علی حتما مرده بود و یا پیرمرد 90 ساله زوار در رفته بوده که احتمالا با ویلچر به توالت می رفته.
این مزخرفات را استاد مشیری خوب جواب دادند.
 


تندر دات نت
:

0

البته آقای مشیری و به زعم شما "استاد" مشیری، از جنس فولادوند هستند و از یک ملات آفریده شده اند و فرقی بین این دو نیست. ما از این باب کامنت این دوست گرامی را منتشر کردیم تا یاران فولادوند از مشیری بشنوند. شاید باور کنند. به هر حال "استاد" مشیری یا "استاد"فولادوند! چه فرقی می کند؟ استاد استاد است و این دو "استاد" از یک نطفه نجس و حرام هستند.
 


تیرداد
:

0

سلام.
ممنون از مطلبتون.
تقریبا میشه گفت اکثرا درست گفتین و واقعا به ایرانی ها ربطی نداره(همسر امام حسین و شهادت امام علی و...) اما قتل عمر لعنت الله علیه واقعا بدست یک ایرانی اتفاق افتاد و این مسئله اثبات شده.
 


شهرام
:

0

واقيت تاريخ صدراسلام چيست؟چراپيامبرص نگران اوضاع مسلمين بعدازفوت خودبودند؟اينهمه كشتاروقتل وخونريزي وغارت واسارت زنان وكودكان به بردگي كه مسلمانان درفتح ايران مرتكب شدند ايامغايرقانون اسلام نبود؟من شيعه ي علي ع هستم ولي سوالم اين است چراعثمان مظلوم كشته شدوهزاران سوال ديگركه قضيه بهمن دران گم است
 


تندر دات نت
:

0

پیامبر خیلی نگران بعد از خودشون بودند که اسلام بدست چه کسانی قرار است بیفتد ؟ آیا اسلام را تحویل ذریه حضرت میدهند یا نه؟ آیا از قران محافظت میشود یا نه؟ این یک نگرانی های طبیعیست از جانب هر صاحب حکومتی است !
 


Aysa
:

0

KHOB BOOD ATHANKS
 


بهمن
:

0

تاریخ اسلام ربطی به زمان حال ندارد بدون عنادقضاوت کن
 


میلاد
:

0

اون مردک فحاش فولاد وند خودشو جر داد تا بگه علی (ع) رو یک ایرانی از بین برد اونم با فحش و نسبت دادن نطفه ایرانیه شیعه به عرب!!! بیشتر به نظر میاد ایشون مواد توهم زا نظیر شیشه و کوکایین مصرف میکنه بعد به تفسیر تاریخ میپردازه.!لطفا اینقدر این جماعت فرومایه رو بزرگ نکنید.
 


علیرضا
:

0

تاریخ نویسانی که تاریخ را ثبت کردند..هر کدام چند صد سال بعد از این وقایع این کار راکردند...پس در بیان جزئیات ریز...چندان اعتبار ندارند.و در کلیات نیز...امکان یک کلاغ چند صد کلاغ کم نیست.
در همین کتابها آمده که تصرف و به بردگی بردن زنان و مردان ایرانی از زمان عمر شروع شده و تا زمان عثمان نیز ادامه داشته که در این دوره ، اغلب تصرف شهر ها با مقاومت مردمی روبرو میشده..که به قتل عام این مردم . و نیز به مهاجرت گروهایی از عربها به ایران..در این کتابها اشاره هایی شده.
....................
هیچ مدرک معتبری در باره آنچه گذشته وجود ندارد...ولی بعضی چیزها انکار ناپذیرند..مثلا مردمی که در فارس زندگی میکنند هیچ احساسی خاصی به پادشاهان ساسانی و هخامنشی نشان نمیدهند.در حالیکه آنان همخون مردم پارس بودند...این را از مقایسه بین شاه چراغ و پاسارگاد و نقش رستم به وضوح میتوان دید...در اینجا میتوان دید..که محل آرامگاه داریوش....حاجی آباد است!..و آرامگاه کوروش در غربت بسر میبرد...ولی شاه چراغ محل زیارت مردم است...و حافظ و سعدی هم به کسی بنام کوروش یا شاهپور احساسی نداشتند...و اصلا نمیشناختند!
..............................
بهمین ترتیب اگر کسی بخواهد در باره نام ملجم و یا ابن ملجم حساس باشد میتواند...و اگر نخواهد هم نمیشود کاری کرد!
.....
آنان که فحش میدهند...طبیعتشان را بروز میدهند.


 


اردوان
:

0

شاید بهمن جزو بردگانی باشد که به قبیله مرادی در حجاز برده شده و جزو اموال آنان شده......این پاسخ..چیزی را اثبات نمی کند.
 

کوچک | بزرگ

busy
 

آخرین مطالب سایت

nhnh.png
دین به چه دردی می‌خورد؟
دین به چه دردی می‌خورد؟ انسان با عقلش مطالب بسیاری را کشف می‌کند و حال این
1722311_450.jpg
آیا خدا صابر است ؟
سوال کننده : "سید جلال عقیلی نژاد" آیا خدا صابر است؟ آیا صابر از نامهای خداوند
6546.jpg
سالروز عملیات کربلای 5
عمليات کربلاي 5 مقدمه: سنگيني شرايط دشوار پس از عمليات کربلاي 4 ضرورت
alimohammadi4.png
زندگینامه شهید علی محمدی
مسعود علی‌محمدی معروف به استاد علی‌محمدی (۳ شهریور ۱۳۳۸ در تهران (کن) - ۲۲
snapshot_2014-01-12_010016.png
ضرر شراب بیشتر است یا هشتاد ضربه شلاق؟
آیا ضرر نصف لیوان شراب به بدن بیشتر است یا هشتاد ضربه شلاق؟   ه چند
mohr.jpg
علت سجده بر مهر !!
چرا شیعیان بر «مهر» سجده می کنند؟ دلیل فقهی این عمل چیست؟ پاسخ: 1- به لحاظ
bnm.jpg
زندگینامه شهید مصطفی احمدی روشن
نام :  شهید مصطفی احمدی روشن تاریخ تولد :  1358/06/17 - همدان تحصیلات :  کارشناسی
qwer.jpg
حماسه 9 دی
حماسه ماندگار نهم دی بدون شک بی‌نظیرترین حرکت مردمی تاریخ انقلاب اسلامی در
karbala.jpg
ویژه نامه اربعین
ویژه نامه اربعین روز بيستم صفر روز اربعين روز بازگشت کاروان اسیران و روز
1.jpg
عکسهای زیبا از اربعین امام حسین (ع)
یا علی مدد